عصر اولین ها// ایمان کاهکش:هفتههاست که آتشسوزی در بخشهایی از تالاب بینالمللی هورالعظیم، آرامش و سلامت مردم استان خوزستان را هدف گرفته است. پدیدهای که برخلاف ریزگردها، گازهای فلرینگ، دودهای صنعتی و بوی ملاس نیشکر، این بار با شکل تازهای از تهدید زیستی، تحت عنوان دود حاصل از آتشسوزی تالاب، سلامت ساکنان مناطق غربی و مرکزی خوزستان را مورد مخاطره قرار داده است. مردم استان سال هاست با رنگ ناشی از آلودگی هوا و تبعات ناشی از صنعتی سازی دست و پنجه نرم می کنند اما باید دانست که هوای پاک و تنفس پذیر حق طبیعی و حداقلی آن هاست. با این حال طی هفته های اخیر منشأ آتش سوزی ها گاه به عوامل طبیعی، گاه به دخالت انسانی، گاه به آتشسوزی در بخش عراقی تالاب و گاه به عدم تأمین حقابه تالاب نسبت داده میشود. همه علت هایی که در سال های اخیر هم وجود داشته اند و تداوم آتش سوزی ها و کاهش کیفیت هوا نشان می دهد که تاکنون اقدام نتیجه بخشی در این خصوص صورت نگرفته است.
🔹 از مطالبه حقابه تا التماس برای خاموشی حریق!
چه غمانگیز است که حقابه قانونی تالابها حالا دیگر آرزو شده و به اندک آبی برای مهار شعلههای آتش هم قانع شده ایم. دستی که زمانی برای دفاع از وطن بلند شد، امروز برای درخواست اعزام بالگرد آبپاش و مهار آتش دراز شده اند. به راستی آیا امکانات کشور برای خاموش کردن این حریق ناتوان است؟ امکاناتی که سال های نه چندان دور برای مهار آتش چاههای نفتی کویت، تجربه جهانی را رقم زد چگونه برای مهار و مدیریت آتش سوزی های هورالعظیم ناتوان است؟ آیا وقت آن نرسیده که دیپلماسی و رایزنی ها در عمل نتیجه دهند و یکبار برای همیشه سایه ی دود و آتش را از آسمان خوزستانی ها برانیم؟
🔹 سکوت غیرقابل توجیه نفتی ها
شرکتهای بزرگ نفتی از جمله مناطق نفتخیز جنوب و شرکت ملی حفاری ایران که تجربه مهار فورانهایی چون چاههای ۵۰ کریت اهواز، ۲۴ نفتشهر و چاه ۱۴۷ رگ سفید را در کارنامه دارند، چرا تاکنون بخشی از توانمندی خود را برای مدیریت آتش سوزی ها به میدان نفرستاده اند؟ آیا این اقدام چیزی جز عمل به مسئولیت های اجتماعی در قبال مردمی است که سال ها چشم انتظار عملگرایی نفتی ها هستند؟
اگر خشک شدن بخشهایی از تالاب در سالهای گذشته بهمنظور استحصال کمهزینه نفت توجیهپذیر بود، آیا اکنون نیز میتوان نابودی زیستبوم، آسیبهای بهداشتی، آوار تنفسی و خسارتهای جبرانناپذیر محیطزیستی را با منطق نفت توجیه کرد؟
🔹 آیا مسئولان از قانون اساسی بیخبرند؟
طبق اصل ۵۰ قانون اساسی”حفاظت محیط زیست وظیفه عمومی تلقی میگردد و هر نوع فعالیتی که به تخریب یا آلودگی غیرقابل جبران آن منجر شود ممنوع است.”
همچنین طبق ماده ۱ و ۲ قانون هوای پاک (مصوب ۱۳۹۶)، دولت موظف است هرگونه منشأ آلودگی هوای شهرها را شناسایی و مهار کرده و اقدامات فوری در مواقع بحرانی انجام دهد. در صورت منشأ خارجی حریق (بخش عراقی تالاب) که بارها شاهد آن بوده ایم، مطابق با وظایف حاکمیتی دولت موظف است در قبال تهدیدات مرزی که سلامت مردم را هدف قرار میدهد، اقدامات دیپلماتیک، امنیتی و زیستمحیطی را در سریعترین زمان ممکن اجرا کند. و البته آتش و دود، مرز نمیشناسد. سلامت مردم خوزستان نیز نباید گروگان بیتفاوتی و جغرافیا باشد.
🔹 هوای پاک، حق حداقلی مردم خوزستان است
مردمی خوزستان در سختترین دورانها پای انقلاب و کشور ایستادهاند و کلام حضرت امام خمینی (ره) هم تاییدی بر این مدعاست که “خوزستان دِین خود را ادا کرد”. این روزها همین مردم یک مطالبه ساده دارند:
هوای سالم برای تنفس.
در برابر آلودگی هوای گستردهای که به گفته کارشناسان میتواند پیامدهای ناگواری همچون افزایش بیماریهای تنفسی، قلبی، آلرژی، کاهش بهرهوری و حتی مهاجرت اجباری از استان و روستاهای پیرامون تالاب را در پی داشته باشد، سکوت و مصاحبههای تکراری برخی مدیران دیگر پذیرفتنی نیست.
🔹 مطالبه روشن است؛ خوزستان بدون دود
آتش سوزی تالاب هورالعظیم، چه منشأ انسانی و چه طبیعی داشته باشد، اکنون به یک بحران حاد زیستمحیطی، انسانی و حتی امنیتی بدل شده است. دولت، وزارت نفت، سازمان محیط زیست، ستاد مدیریت بحران و دیگر نهادهای محلی و ملی باید از مقام گزارش گری به چاره اندیشی و اقدام برآیند. مردم خوزستان فراتر از وعده، به اقدام عملی، فوری و میدانی نیاز دارند. از یکسو پیگیری های بین المللی برای پیشگیری از وقوع مکرر آتش سوزی ها و از طرف دیگر تأمین حقابه قانونی هورالعظیم و همچنین آماده سازی تجهیزات و امکانات برای مدیریت فوری حریق در مواقع لازم.













































































