هنرمندی که بی حاشیه اثر می گذارد
هنرمندی که بی حاشیه اثر می گذارد
فرهنگ بیش از هر چیز به آدم‌هایی نیاز دارد که کار کنند؛ آرام، پیوسته و مسئولانه. بسیاری از اتفاق‌های ماندگار فرهنگی با هیاهو آغاز نمی‌شوند؛ با یک باور کوچک و اراده‌ای مستمر شکل می‌گیرند و سال‌ها بعد، وقتی گرد زمان بر آنها می‌نشیند، ارزش واقعی‌شان آشکار می‌شود.

عصر اولین ها//منوچهر برون:در میان هنرمندان هر سرزمین، کسانی هستند که بیش از آنکه به دنبال دیده‌شدن باشند، به دنبال اثر گذاشتن‌اند؛ هنرمندانی که نامشان شاید همیشه بر سر زبان‌ها نباشد، اما ردپایشان در حافظه فرهنگی یک شهر و استان باقی می‌ماند. حمید بهداروندی از همین جنس هنرمندان است؛ چهره‌ای چندبعدی که سال‌ها در عرصه هنر و فرهنگ خوزستان حضور داشته و در هر حوزه‌ای که قدم گذاشته، بخشی از توان و تجربه خود را برای اعتلای فرهنگ این دیار به کار گرفته است.
بهداروندی را می‌توان بازیگر سینما و تلویزیون، کارگردان و بازیگر تئاتر، شاعر و نویسنده‌ای دانست که هنر را در یک قالب محدود نکرده است. حضور او در بیش از سی فیلم و سریال و کارنامه‌ای با بیش از سی نمایش در مقام کارگردان یا بازیگر، تنها بخشی از فعالیت‌های هنری اوست. اما شاید آنچه شخصیت هنری او را متمایز می‌کند، همین چندوجهی بودن و توانایی حرکت میان شاخه‌های مختلف هنر باشد؛ از صحنه نمایش تا قاب تصویر و از شعر تا فعالیت فرهنگی.
او از شاعران خوب خوزستان نیز به شمار می‌رود و در کنار سرودن شعر به زبان فارسی، بخشی از آثار خود را به زبان بختیاری سروده است؛ اتفاقی که تنها یک انتخاب ادبی نیست، بلکه نوعی پاسداری از زبان، فرهنگ و خاطره قومی است. زبان بختیاری برای بسیاری از مردم این سرزمین فقط وسیله گفت‌وگو نیست؛ بخشی از هویت و حافظه جمعی آنان است و پرداختن هنرمندانه به آن می‌تواند به ماندگاری این میراث کمک کند.
با این حال، نقش حمید بهداروندی فقط در آفرینش اثر هنری خلاصه نمی‌شود. شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های او، نقش مؤثرش در شکل‌گیری و استمرار رویدادهای فرهنگی و هنری خوزستان باشد. او در جایگاه مدیری فرهنگی، تلاش کرده است برنامه‌ها را از مرحله حرف و ایده به میدان عمل برساند. برگزاری جشنواره‌های شعر و تئاتر، حضور در هیئت‌های داوری جشنواره‌های مختلف و همراهی با برنامه‌های فرهنگی، بخشی از این کارنامه است.
در میان فعالیت‌های او، برگزاری مداوم آیین‌های بزرگداشت و یادمان استاد فقید دکتر قیصر امین‌پور در گتوند، جایگاه ویژه‌ای دارد. قیصر تنها یک شاعر نبود؛ بخشی از هویت فرهنگی خوزستان و گتوند و یکی از چهره‌های ماندگار شعر معاصر ایران بود. اینکه هر سال چراغ یاد او روشن بماند و نسل‌های تازه با شعر و اندیشه‌اش ارتباط پیدا کنند، کاری فراتر از برگزاری یک مراسم مناسبتی است. این استمرار، یعنی تبدیل یک مناسبت به یک سنت فرهنگی و حفظ نام یک شاعر در حافظه عمومی.
مدیریت فرهنگی البته کاری آسان نیست. مدیر فرهنگی باید هم هنرمند را بشناسد، هم جامعه را، هم محدودیت‌های اجرایی را و هم ضرورت‌های فرهنگی را. گاهی موفقیت یک مدیر نه در تعداد عکس‌هایی است که از او منتشر می‌شود و نه در تعداد عنوان‌هایی که به نامش ثبت می‌شود؛ بلکه در برنامه‌ای است که بدون جنجال برگزار می‌شود، استعدادی است که فرصت دیده‌شدن پیدا می‌کند و نسلی است که با هنر و ادبیات پیوند می‌خورد.
شاید یکی از رازهای ماندگاری فعالیت حمید بهداروندی را نیز باید در همین روحیه جست‌وجو کرد. او از آن دسته مدیران و هنرمندانی نیست که برای مطرح‌شدن، همیشه در مرکز قاب بایستند. بی‌حاشیه کار می‌کند، برنامه را پیش می‌برد و اجازه می‌دهد خودِ رویداد و خودِ فرهنگ سخن بگوید. در روزگاری که گاهی حاشیه از متن مهم‌تر می‌شود و دیده‌شدن با اثرگذاری اشتباه گرفته می‌شود، چنین رویکردی ارزش مضاعف دارد.
فرهنگ بیش از هر چیز به آدم‌هایی نیاز دارد که کار کنند؛ آرام، پیوسته و مسئولانه. بسیاری از اتفاق‌های ماندگار فرهنگی با هیاهو آغاز نمی‌شوند؛ با یک باور کوچک و اراده‌ای مستمر شکل می‌گیرند و سال‌ها بعد، وقتی گرد زمان بر آنها می‌نشیند، ارزش واقعی‌شان آشکار می‌شود.
حمید بهداروندی برای خوزستان از همین جنس هنرمندان و مدیران فرهنگی است؛ هنرمندی که هم روی صحنه ایستاده، هم پشت دوربین بوده، هم شعر گفته و هم برای برگزاری رویدادهای فرهنگی قدم برداشته است. شاید مهم‌تر از همه، میان هنر و مدیریت فرهنگی دیواری نکشیده و تلاش کرده است این دو را در خدمت جامعه قرار دهد.
برای این هنرمند اثرگذار و شاخص خوزستان، که سال‌ها بی‌حاشیه در مسیر فرهنگ و هنر این سرزمین گام برداشته است، آرزوی توفیق، سلامتی و روزهایی پربارتر دارم؛ به امید آنکه چراغ رویدادهای فرهنگی خوزستان همچنان با حضور هنرمندانی چون حمید بهداروندی روشن بماند و نام کسانی که برای فرهنگ کار می‌کنند، نه فقط در قاب عکس‌ها، بلکه در حافظه مردم ماندگار شود.