عصر اولین ها//ایمان کاهکش:هرساله در تقویم ما روز ۲۹ دیماه بعنوان روز ملی هوای پاک مناسبتی است تا اهمیت این عنصر تاثیرگذار در زندگی ما یادآوری شود. با این حال آن چه در سه دهه اخیر پس از نامگذاری روز هوای پاک بر ما گذشته این است که هوای پاک به ندرت در زندگی ما یافت می شود.
در سال ۱۳۷۴، بحران آلودگی هوا در کلانشهرها موجب شد تا مسئولان ستاد اجرایی کاهش آلودگی هوا به منظور ایجاد حساسیت در مورد آثار زیانبار آلودگی هوا بین اقشار مختلف جامعه، روز ۲۹ دی ماه را به عنوان «روز ملی هوا پاک» نامگذاری کنند.
با توجه به افزایش میزان آلودگی طی سال های اخیر، از راهکارهای کاهش میزان آلاینده ها کم و بیش مطلع هستیم. اما انتظار می رود حداقل متولیان امر با ما از روند اجرای برنامه های پیش بینی شده صادقانه سخن بگویند.
این که در حوزه انرژی های پاک و تجدید پذیر تا چه اندازه موفق بوده ایم و در توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی و همچنین شبکه هوشمند انرژی کجای کار هستیم؟ یا اصلا کیفی سازی خودروها با هدف کاهش میزان آلاینده ها و نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی مطابق برنامه ها پیش می رود؟
افزایش سرانه فضای سبز و اجرای کمربند سبز شهری چه؟ این همه کاشت نهال و درختکاری هدفمند و برای مدیریت بخشی از آلودگی هوا صورت می گیرد یا این جنبه از فعالیت ها هم رنگ و بوی نمایشی به خود گرفته است؟
برخورد قاطع با صنایع و واحدهای آلاینده چه اندازه تاثیرگذار بوده؟ اصلا آمده ایم چرتکه بیندازیم که چندصدم درصد از سود سالانه بسیاری از این واحدها (بصورت ارزی و به دلار) در راستای کاهش میزان آلایندگی صرف می شود !؟
نمی شود همه اش پشت شعار «تولید» پنهان شد و دود به خورد مردم داد. آن چه آمارها از مرگ و میر منتسب به آلودگی هوا اعلام می شود هم گواه این ادعاست. آن جا که در تهران حدود ۷ هزار مرگ و میر منتسب بطور سالانه گزارش می شود و وضعیت کنونی هوا در سایر کلانشهرها هم مشت نمونه خروار است.
نکته قابل تاسف این جاست که حتی در راه اندازی و بروزرسانی سامانه ملی سیاهه انتشار هم اراده جدی نمی بینیم. سامانه ای که قرار بود دیماه ۹۹ در راستای به روزسانی اطلاعات مربوط به آلودگی هوا و آلاینده ها راه اندازی شود و بصورت برخط متوجه شد کدام دستگاه و صنایع عامل آلودگی هوا است. خواستم یادآوری کنم که همین کارهای اصولی برای شناسایی منابع آلاینده ها هم در اولویت برنامه ها قرار ندارد و بیشتر به اظهارنظرهای غیرمستند و بعضاً سلیقه ای در خصوص عوامل آلودگی هوا بسنده می کنیم.
همه این ها به اتفاق آن چه در این مقال نیامده بهانه ای شد تا در ۲۹ دیماه بنویسم: «هوای ناپاک را از من بگیر».
هوایی که مدتهاست به وفور یافت می شود و چه می شد اگر به همان اندازه که برای «هوای پاک» آنقدرها احترام قائل هستیم که نامش را در تقویم ثبت کنیم و برایش قانونی تصویب می شود که کمتر دستگاه و نهادی به آن پایبند است، در عمل هم به سهم خود برای ایجاد هوای پاک کوشش کنیم. حال می خواهد مجموعه مدیریت یک واحد تولیدی و صنعتی باشد، شهروندی دوچرخه سوار یا آن درختکار دوستدار محیط زیست و یا …













































































