عصر اولین ها// منوچهربرون: در سرزمینی که نخلهایش سایه سخاوتاند و خاکش زایشگر نعمت، تناقض تلخی در جریان است: خوزستان، با همهی ظرفیتهای طبیعیاش، امروز گرفتار بحران تغذیه ناسالم شده است. سفرهها رنگینتر از همیشهاند، اما سلامت در آنها کمرنگتر شده است.
فستفودها، سوسیس و کالباسهای صنعتی، روغنهای اشباع و غذاهای پرچرب و بیارزش، جای خوراکهای اصیل بومی را گرفتهاند. غذایی که زمانی از دل خاک و دست مادر برمیخاست، حالا از دل کارخانهها بیرون میآید. نتیجه؟ رشد بیسابقهی بیماریهای مزمن، چاقی، فشار خون و از همه تلختر، افزایش آمار سرطانها در استان.
خوزستانی که روزگاری با نان و دوغ و سبزی و خرما سلامت نسلها را تضمین میکرد، امروز با تبلیغات فریبندهی صنایع غذایی و بیتوجهی نهادهای نظارتی، به سمت بحران تغذیه میلغزد. کودکان در صف ساندویچفروشیها بزرگ میشوند، جوانان در ازدحام فستفودها سرگرماند و سالمندان در مطب پزشکان دنبال درمانِ نتیجهی همان عادات تغذیهایاند.
این چرخهی بیمار باید شکسته شود. آگاهی عمومی، آموزش در مدارس، نظارت بر تولید مواد غذایی و بازگشت به الگوهای تغذیهی سنتی و سالم، گامهایی حیاتیاند. جامعهای که سلامت غذایی خود را از دست بدهد، سلامت فرهنگی و انسانی خود را نیز در خطر میبیند.
در واقع، مسئله فقط یک وعدهی ناسالم نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر ذائقهی نسلهاست. ذائقهای که باید دوباره با عطر سبزیهای محلی، نان داغ، خرمای تازه و صداقت سفرههای مادری پیوند بخورد.
سلامت، از بشقاب آغاز میشود؛ و خوزستانی که روزی مهد زندگی بود، سزاوار بازگشت به سفرهای سالم و بیآلایش است.













































































