خوزستان، در مسیر توازن فرهنگی
خوزستان، در مسیر توازن فرهنگی
خوزستان، در مسیر توازن فرهنگی؛ نگاهی تحلیلی و ادبی به طرح جدید ارشاد

عصر اولین ها// منوچهر برون:در روزگاری که فرهنگ و هنر بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازآفرینی و تکیه بر ظرفیت‌های بومی است، رونمایی از طرح تازه‌ی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان را می‌توان نسیمی تازه بر اقلیم فراموش‌شده‌ی شهرستان‌ها دانست.
طرحی که هدفش خیرخواهی فرهنگی، برنامه‌ریزی متوازن، و مشارکت واقعی هنرمندان از دل شهرها و روستاهاست؛ نه فقط از مرکز، بلکه از گوشه‌گوشه‌ی استان.

در این طرح، قرار است نگاه از اهواز به سراسر خوزستان چرخیده و هر شهرستان با هویت فرهنگی خود شناخته و تقویت شود؛ جایی شعر نفس می‌کشد، جایی تئاتر جان می‌گیرد، و جایی رنگ و نقش در قاب نقاشان جوان می‌درخشد.
اگر این برنامه نه صرفاً در حد شعار بلکه با مشورت هنرمندان و اهل اندیشه اجرا شود، می‌تواند شکاف قدیمی میان مرکز و حاشیه را در پهنه‌ی فرهنگی استان پر کند.

یکی از نقاط درخشان این طرح، توجه به آموزش هنری در مناطق کمتر برخوردار است.
آنجا که استعدادها در سکوت می‌رویند و فرصت بروز نمی‌یابند.
آنجا که هنرمند جوان، میان کار روزانه و رویای صحنه، در جستجوی نگاهی حمایتی است.
اگر آموزش به موازات حمایت مالی و تجهیز زیرساخت‌ها دنبال شود، این طرح می‌تواند به یک تحول آرام اما عمیق در ساختار فرهنگی خوزستان بینجامد.

برگزاری جشنواره‌های بین‌شهری، ایجاد بستر رقابت سالم، و معرفی چهره‌های تازه از دل مناطق، نه تنها انگیزه می‌آفریند بلکه روح تازه‌ای در رگ‌های هنر استان می‌دمد. این رویدادها می‌توانند نشان دهند که خوزستان فقط صدای کارون نیست؛ صدای شعر دهدز است، صدای تئاتر ایذه، صدای موسیقی رامهرمز و صدای نقاشی‌های مسجدسلیمان.

اما مهم‌ترین دستاورد این طرح، اگر درست به اجرا درآید، کاهش تمرکزگرایی فرهنگی است.
سال‌هاست که بیشتر برنامه‌ها و حمایت‌ها در چند شهر خاص متمرکز بوده و استعدادهای ناب شهرستان‌ها زیر سایه مانده‌اند.
اکنون زمان آن رسیده که عدالت فرهنگی جایگزین تمرکز اداری شود.

این طرح، اگر با استمرار، صداقت و نگاه کارشناسانه پیش رود، می‌تواند به الگویی ملی برای مشارکت مردمی در فرهنگ تبدیل شود.
خوزستان سرزمین ریشه‌های کهن و آواهای پرشور است؛ اگر فرهنگ آن به عدالت نگریسته شود، هیچ استانی در غنای هنری به پایش نخواهد رسید.

 در پایان:
فرهنگ را نه با دستور که با دل باید سامان داد.
و چه نیک است که این بار، تصمیم از دل همان مردمی برخیزد که خود سازنده‌ی فرهنگ‌اند.