عصر اولین ها// منوچهر برون: شورا، واژهای است از جنس خرد جمعی؛ از ریشهای که در خاک قرآن روییده است.
نهادی که قرار بود نماد همفکری، تفاهم و تصمیمسازی برای خیر عمومی باشد، گاه در هیاهوی سیاست و خودخواهی، به میدان جدل و قهر بدل میشود.
آنچه امروز در شورای شهر اهواز میبینیم، بیش از آنکه بازتاب دلسوزی برای مردم باشد، نشانهای از یک خستگی عمیق در رفتار جمعی ماست؛ خستگی از شنیدن، از صبر، از پذیرش تفاوت دیدگاه.
شورایی که باید مظهر مشورت باشد، به جای منطق، گاه به احساسات پناه میبرد و اعضایش، به جای حضور و استدلال، از قهر و غیبت بهعنوان ابزار اعتراض استفاده میکنند.
اما آیا میتوان با قهر، شهر را اداره کرد؟
آیا میشود بر میز خالی، تصمیمی برای آبادانی گرفت؟
در شهری مانند اهواز که هر روز با بحرانهای واقعی چون ریزگرد، فرونشست، کمبود زیرساخت، آلودگی و گرمای طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکند، جای تعارف و لجاجت نیست.
اینجا هر دقیقه، ارزش کار دارد نه قهر.
قهر در شورا یعنی فرار از مسئولیت.
یعنی پشت کردن به مردم، به رأی اعتماد آنان، به امانتی که بر دوش گذاشتهاند.
شورای شهر، قرار نیست میدان رقابت شخصی یا تسویهحساب سیاسی باشد؛
قرار است آینه خواست و درد مردم باشد، نه بازتاب خشم و خودخواهی.
شهر نیاز به آرامش دارد، نه حاشیه.
به تصمیم دارد، نه تعلیق.
به شهردار و شورایی دارد که در کنار هم، نه در برابر هم، بنشینند.
اهواز امروز بیش از هر زمان دیگر، به عقل جمعی، به مدارا، و به گفتوگوی مؤثر نیاز دارد.
اگر شورا نتواند گفتوگو کند، چگونه از مردم انتظار داریم کنار هم بمانند؟
مشورت، مهدِ خرد است؛
قهر، مهدِ کودکیِ سیاست.
بیایید از خرد آغاز کنیم، نه از خشم.
زیرا شهری که در آن عقل خاموش شود، هرچه هم ساخته شود، فرو خواهد ریخت.
منوچهربرون













































































