عصز اولین ها //با آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴، نظام آموزش و پرورش ایران بار دیگر وارد دوره ای حساس و سرنوشتساز شده است. مدارس کشور با جمعیتی بالغ بر ۱۶ میلیون دانشآموز و ۱۲۳ هزار مدرسه فعال، مأموریت تربیت نسل آینده را بر دوش دارند. این آمار در مقایسه با سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ که حدود ۱۵ میلیون و ۶۰۰ هزار دانشآموز ثبتنام شده بودند، نشاندهنده رشد تعداد دانشآموزان و فشار مضاعف بر سیستم آموزشی است (ایرنا، ایسنا).این رشد سالانه ،فشار زیادی بر زیر ساخت ها،امکانات آموزشی و توزیع نیروی انسانی وارد می کند و ضرورت برنامه ریزی دقیق را نشان می دهد.
در این میان، معلمان به عنوان ستون فقرات آموزش و پرورش، نقش حیاتی در شکلدهی به آینده کشوررا ایفا میکنند. تعداد کل معلمان و مدیران در سال جاری ۳۴۰ هزار و ۴۳۹ نفر اعلام شده است، که شامل ۶۵ هزار معلم جدیدی است که از طریق دانشگاه فرهنگیان، نیروهای حقالتدریس و آزمون استخدامی جذب شدهاند (شهرآرا نیوز). با وجود این، هر ساله حدود ۴۰ هزار معلم به دلیل بازنشستگی از سیستم خارج شده و همچنان کمبود نیروی انسانی به شدت احساس میشود لذا لازم است نیاز واقعی مدارس توسط جذب نیروهای جدید تحلیل و برنامه ریزی شود زیرا هنوز بخش قابل توجهی از کمبود معلم پوشش داده نشده است.
یکی از چالشهای مهم، تراکم بالای دانشآموزان در کلاسها است. میانگین دانشآموزان در هر کلاس حدود ۲۷.۸ نفر است حال آنکه این عدد نسبت به استاندارد جهانی بخصوص در مقطع ابتدایی بسیار بالاتر بوده است . از طرفی در برخی مدارس این عدد به بیش از ۴۰ نفر نیز می رسد. بهطوری که حدود ۶ هزار کلاس بیش از ۴۰ دانشآموز دارند (صبح ساحل). این تراکم بالا، امکان تدریس مؤثر و تعامل فردی معلم با دانشآموزان را کاهش داده و فشار روانی و کاری بر معلمان را افزایش میدهد.
مقایسه با استانداردهای یونسکو و OECD نشان می دهد که کلاس های استاندارد در مقطع ابتدایی بین ۱۵ تا ۲۵ نفر و در متوسطه بین ۲۰تا ۳۰ نفر است.
تعداد مدارس غیردولتی نیز در سال تحصیلی جاری حدود ۱۹ هزار و ۷۵۱ مدرسه است که با حضور ۱۱۰ هزار معلم و ۲.۵ میلیون دانشآموز فعالیت میکنند (ایرنا). این ارقام نشان میدهد بخشی از بار آموزش کشور بر دوش بخش خصوصی است، اما توزیع نابرابر معلم و منابع در مناطق مختلف، به ویژه مناطق محروم، همچنان یک چالش جدی است.
از منظر روانشناسی اجتماعی ، حفظ منزلت و انگیزه معلمان اهمیت ویژهای دارد. معلمان نه تنها مسئول انتقال دانش هستند، بلکه با نقش الگویی و اجتماعی خود، شخصیت و نگرشهای نسلهای آینده را شکل میدهند. فشار کاری، حقوق پایین و تراکم بالای دانشآموزان میتواند انگیزه و سلامت روانی معلمان را تحت تأثیر قرار داده و به کیفیت آموزش لطمه بزند.
برای پاسخ به این چالشها، توجه به چند محور اساسی ضروری است:
۱٫ افزایش جذب معلمان با تمرکز بر مناطق محروم: با توجه به خروج سالانه حدود ۴۰ هزار معلم از سیستم، جذب نیروهای جدید باید همسو با نیاز واقعی مدارس انجام شود و تمرکز ویژه ای بر استان ها و مناطق کم برخوردار وجود داشته باشد.
۲٫ کاهش تراکم دانشآموزان: ساخت مدارس جدید و افزایش تعداد کلاسها میتواند امکان تدریس مؤثر و تعامل فردی را فراهم نماید.
۳٫ بهبود وضعیت معیشتی و اجتماعی معلمان: بازنگری در سیستم رتبه بندی، مزایا و امکانات رفاهی، انگیزه و پایبندی معلمان به حرفه را تقویت میکند و از خروج نیروی انسانی جلوگیری می کند.
۴ .تقویت عدالت آموزشی و آموزش خصوصی:حمایت از مدارس غیر دولتی جهت تاسیس در مناطق محروم و هماهنگی با مدارس دولتی ،تا حدودی باعث کاهش نابرابری آموزشی و توزیع عادلانه منابع می شود.
۵ .پایش و ارزیابی کیفیت آموزشی:ایجاد سامانه های نظارت و ارزیابی مداوم برای بررسی تاثیر تراکم کلاس ها و کیفیت تدریس،می تواند تصمیم گیری سیاست گذاران را تقویت کند.
۶٫ توجه ویژه به مناطق محروم: ارائه مشوقهای مالی و تسهیلات رفاهی، معلمان را برای خدمت در مناطق کمتر توسعهیافته ترغیب میکند.
در پایان، باید اذعان داشت که هیچ نظام آموزشی بدون معلمان دلسوز، متخصص و پایدار نمیتواند به اهداف خود برسد. بنابراین، حمایت از معلم و حفظ منزلت اجتماعی و حرفهای او نه تنها یک ضرورت آموزشی بلکه یک نیاز اجتماعی و فرهنگی است.
سارا هیات
روانشناس
مهر /۱۴۰۴













































































