نگاهی به همایش روز جهانی گردشگری در خوزستان
نگاهی به همایش روز جهانی گردشگری در خوزستان
همایش اخیر در خوزستان، اگرچه از نظر شکلی منظم و خوب و پرزرق‌وبرق بود، اما از نظر محتوایی نتوانست با شعار جهانی همخوانی پیدا کند. این تناقض نه تنها ارزش همایش را کاهش داد، بلکه پرسش‌های جدی درباره‌ی آینده‌ی مدیریت گردشگری در استان ایجاد کرد.

عصر اولین ها// سیروس داودی: روز جهانی گردشگری فرصتی است تا هم مسئولان و هم فعالان این عرصه، گرد هم آیند و درباره‌ی مسیر آینده، چالش‌ها و راهکارها صحبت کنند.

شعار امسال «گردشگری و تحول پایدار» است، شعاری که بر محیط ‌زیست سبز، همگرایی اجتماعی و مشارکت همگانی تأکید دارد. اما پرسش اصلی این است: آیا آنچه در مراسم استانی خوزستان برای این روز مهم رخ داد، واقعاً با این شعار هم‌خوانی داشت؟
همایش باشکوهی برگزار شد. سالن پر از مدیران دولتی، سخنرانان، تقدیرها، عکس‌های یادگاری و پوشش رسانه‌ای.
اما وقتی کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که فاصله‌ی زیادی میان شعار جهانی گردشگری و تحول پایدار و اجرای محلی آن در خوزستان وجود دارد که البته این مهم، تاکید مدیرکل میراث هم بود. این فاصله همان چیزی است که اگر جدی گرفته نشود، شعارها را از معنا تهی کرده و اعتماد فعالان واقعی گردشگری را کم ‌رنگ می‌کند.
در چنین همایش‌هایی انتظار می‌رود که بخشی از زمان به گفت‌وگوی فعالان بخش خصوصی، تشکل‌های مردم‌نهاد و سرمایه‌گذاران اختصاص یابد. چرا که توسعه پایدار بدون شنیدن صدای واقعی جامعه ممکن نیست.
با این حال، همایش امسال بیش از هر چیز صحنه‌ی تکرار سخنان مدیران دولتی بود که خود مجریان بایدهایند:
«باید این کار انجام شود»
«باید زیرساخت‌ها فراهم گردد»
«باید سرمایه‌گذاری شود»
و…
این «باید»ها البته درست‌اند، اما تکرار بی‌عمل آن‌ها به مرور به یک عادت بدل می‌شود. سرمایه‌گذار یا انجمنی که سال‌هاست برای گردشگری تلاش می‌کند، وقتی در یک مراسم بزرگ فقط شنونده‌ی این دست جملات باشد، طبیعی است که دلسرد و بی‌انگیزه شود.

در واقع، نگاه شعار امسال تأکید بر مسایل و مشکلات بخش خصوصی و غیردولتی دارد اما در عمل تریبون‌ همایش تنها به مدیران دولتی داده شد. چرا فعالان مردمی یا سرمایه‌گذاران بخش خصوصی نتوانستند دیدگاه‌هایشان را بیان کنند؟

یکی از بخش‌های مهم این مراسم‌ تقدیر از فعالان حوزه گردشگری بود. اما متأسفانه در این برنامه، بیشتر تقدیرها به مدیران دولتی، هتل‌داران و دفاتر فروش بلیت اختصاص یافت.

در این میان، جای تقدیر از انجمن‌های گردشگری، سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه میراث فرهنگی و گروه‌هایی که با کمترین امکانات بیشترین کار را انجام داده‌اند، به کلی خالی بود.این پرسش جدی پیش می‌آید:

وقتی همایش به نام «گردشگری و تحول پایدار» برگزار می‌شود، چرا پایدارترین نیروها یعنی همان فعالان مردمی که با عشق و باور شخصی کار می‌کنند، دیده نمی‌شوند؟

آیا وقت آن نرسیده که ارزش کار داوطلبانه و مردمی هم به اندازه‌ی سرمایه‌گذاری‌های کلان و ساخت هتل‌ها به رسمیت شناخته شود؟

قدردانی یک‌جانبه، پیام ناعادلانه‌ای دارد: «این‌که در نگاه مدیران اجرایی برنامه، نقش دولت و بخشی از فعالان خصوصی پررنگ‌تر از جامعه‌ی مدنی است». این نگرش با اصول توسعه پایدار در تضاد است، چرا که پایداری بدون مشارکت مردمی و اجتماعی ممکن نیست.

شعار امسال صراحتاً بر «تحول پایداری» تأکید دارد. پایداری یعنی همکاری و هم‌افزایی همه‌ی بخش‌ها: دولت، بخش خصوصی، مردم، انجمن‌ها و حتی نسل جوان. اما آنچه در عمل رخ داد، بیشتر به یک همایش رسمی شبیه بود که در آن «بایدها» تکرار شدند و «تجلیل‌ها» به جمعی محدود رسید.

سه پیامد منفی این رویکرد شامل تضعیف اعتماد اجتماعی( انجمن‌ها و فعالان مردمی احساس می‌کنند که دیده نمی‌شوند) همچنین کاهش انگیزه سرمایه‌گذاران (سرمایه‌گذار انتظار دارد شنیده شود، نه این‌که در ردیف آخر فقط یک تقدیر نمادین بگیرد) و شکاف میان شعار و عمل(وقتی عمل با شعار هماهنگ نباشد، شعارها کم‌کم از معنا تهی شده و بی‌اعتبار می‌شوند) می باشد.

اگر هدف ما واقعاً تحول پایدار گردشگری در خوزستان است، باید تغییراتی اساسی در نحوه‌ی برگزاری چنین مراسم‌هایی ایجاد شود:

تریبون برابر: بخشی از برنامه باید به سخنرانی نمایندگان انجمن‌های گردشگری و سازمان‌های مردم‌نهاد اختصاص یابد.
گفت‌وگو به جای مونولوگ: میزگردهای تخصصی با حضور مدیران، سرمایه‌گذاران و فعالان مردمی می‌تواند فضا را از یک‌سویه‌بودن خارج کند.
تقدیر عادلانه: تجلیل‌ها باید شامل همه‌ی بخش‌ها باشد، نه فقط مدیران و هتل‌داران.
تمرکز بر پروژه‌های عملی: به جای تکرار «بایدها»، بهتر است نمونه‌هایی از اقدام‌های واقعی در زمینه‌ی گردشگری پایدار معرفی و تحلیل شوند.
جلب مشارکت جوانان: نسل جدید، با ایده‌های خلاق و انرژی بالا، می‌تواند موتور محرک گردشگری و تحول پایدار باشد. حضور آن‌ها در چنین برنامه‌هایی حیاتی است.

روز جهانی گردشگری باید فرصتی باشد برای تجلیل از همه‌ی کسانی که در این راه گام برداشته‌اند، از مدیران گرفته تا انجمن‌های کوچک محلی. اگر قرار است گردشگری و تحول پایدار واقعاً محقق شود، باید همه‌ی صداها شنیده شوند.

همایش اخیر در خوزستان، اگرچه از نظر شکلی منظم و خوب و پرزرق‌وبرق بود، اما از نظر محتوایی نتوانست با شعار جهانی همخوانی پیدا کند. این تناقض نه تنها ارزش همایش را کاهش داد، بلکه پرسش‌های جدی درباره‌ی آینده‌ی مدیریت گردشگری در استان ایجاد کرد.

شاید وقت آن رسیده که به جای بسنده کردن به سخنرانی‌های رسمی و تقدیرهای یک‌جانبه، گفت‌وگو، عدالت و شفافیت، محور اصلی برنامه‌ها قرار گیرد. تنها در این صورت است که می‌توان امیدوار بود شعار «گردشگری و تحول پایدار» از یک جمله‌ی زیبا فراتر رفته و به یک واقعیت عینی در خوزستان تبدیل شود.