اشکفت سلمان؛ غار نیایش و زمزمه‌های چهار هزار ساله
اشکفت سلمان؛ غار نیایش و زمزمه‌های چهار هزار ساله
اشکفت سلمان؛ غار نیایش و زمزمه‌های چهار هزار ساله

عصر اولین ها//منوچهر برون :در دامنه کوه‌های ایذه، جایی که سنگ و آب و باد به گفت‌وگو نشسته‌اند، غاری نهفته است که تاریخ را در خود نگاه داشته: اشکفت سلمان یا نیایشگاه تاریشا. اینجا نه فقط یک غار و چند نقش برجسته، که آینه‌ای است از پیوند انسان با امر قدسی؛ جایی که خدایان ایلامی را ستوده‌اند و در دل سنگ‌ها پیام‌هایشان را حک کرده‌اند تا هزاران سال بعد نیز خوانده شود.

چهار نقش برجسته‌ای که دو تای آن در درون غار و دو تای دیگر در بیرون قرار دارد، همچون چهار پرده از یک نمایش باستانی است. در میان خطوط میخی که بر صخره‌ها نشسته، رد پای بزرگ‌ترین نوشته خط میخی ایلام نو دیده می‌شود؛ کتیبه‌ای از شاه بومی آیاپیر یا آیاتَم که در آن، قدرت و دین و زندگی روزمره در هم تنیده است. این سنگ‌نگاره‌ها تنها سند تاریخی نیستند، سند یک جهان‌بینی‌اند؛ جهانی که در آن زن برای نخستین بار دوشادوش مرد در نقش برجسته‌ها حضور دارد و این خود گویای نگاهی متفاوت به انسان و اجتماع در دوران ایلامی است.

در کنار سنگ‌ها، چشمه‌ای معدنی از دل کوه می‌جوشد؛ صدای آب در دل غار با زمزمه باد درهم می‌آمیزد و به نیایشی دائمی بدل می‌شود. همین حضور آب و غار و کتیبه، به اشکفت سلمان کیفیتی آیینی بخشیده؛ جایی که طبیعت و تاریخ و انسان در یک نقطه به هم می‌رسند.

از نظر فرهنگی، اشکفت سلمان یادآور این است که تمدن‌های بزرگ همیشه در پیوند با طبیعت و امر قدسی ساخته شده‌اند. نیایشگاه تاریشا نشان می‌دهد چگونه مردمان ایلامی به جهان اطراف خود احترام می‌گذاشتند و باورهایشان را در دل کوه حک می‌کردند تا ماندگار شود. این مکان امروز نیز می‌تواند کلاس درس زنده‌ای برای ما باشد؛ برای شناخت نقش زن و مرد در جوامع باستانی، برای فهم اهمیت منابع آب، و برای درک پیوند انسان با مکان مقدس.

اما این میراث، همچون همه آثار باستانی، نیازمند مراقبت است. فرسایش طبیعی، بی‌توجهی و گردشگری بی‌ضابطه می‌تواند این صحنه چهار هزار ساله را مخدوش کند. اگر این کتیبه‌ها فرو بریزد، بخشی از حافظه جمعی ایران فرو ریخته است. اشکفت سلمان نه فقط مال ایذه یا خوزستان، که سرمایه‌ای ملی و حتی جهانی است.

اشکفت سلمان امروز همچنان ایستاده است؛ با سنگ‌هایش که پر از حرف‌های ناگفته‌اند، با آبش که هنوز زمزمه می‌کند، و با نقوشی که هزاران سال است از نگاه مردمان عبور کرده و به ما رسیده. این غار نه تنها شاهد تاریخ ایلامی، که آیینه‌ای است برای ما تا ببینیم چگونه انسان می‌تواند در سنگ، در آب و در زمان، معنای زندگی را ثبت کند و بگذارد آیندگان هم در برابرش به نیایش بایستند.
منوچهربرون