چرا نسل جدید با پیشکسوتان رسانه آشنا نیست؟
چرا نسل جدید با پیشکسوتان رسانه آشنا نیست؟
جای تأسف آنجاست که بسیاری از این بزرگان، با وجود سال‌ها خدمت به فرهنگ، رسانه، ادبیات، سینما و هنر، حتی در زادگاه خود نیز آن‌گونه که باید مورد تکریم قرار نگرفته‌اند. نام بسیاری از آنان نه بر خیابانی نقش بسته، نه بر کوچه‌ای، نه بر کتابخانه‌ای و نه بر یک مرکز فرهنگی. این در حالی است که بزرگداشت مفاخر فرهنگی، تنها ادای احترام به گذشته نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده است.

عصر اولین ها// منوچهربرون:گاهی فراموشی، تلخ‌تر از نبودن است. سرزمینی که بزرگان خود را از حافظه جمعی‌اش حذف کند، ناخواسته بخشی از هویت فرهنگی خویش را نیز از دست خواهد داد. امروز یکی از پرسش‌های مهم این است که چرا نسل جوان، با وجود گسترش رسانه‌ها و فضای مجازی، آشنایی چندانی با پیشکسوتان رسانه، ادبیات، سینما و فرهنگ ندارد؟
از سال‌های راهنمایی و آغاز دبیرستان، عشق به نوشتن در وجودم ریشه دواند. روزی معلمان از دانش‌آموزان کلاس پرسیدند: «دوست دارید در آینده چه‌کاره شوید؟» بیشتر همکلاسی‌ها پاسخ می‌دادند پزشک یا مهندس. اما پاسخ من همیشه یک جمله بود؛ «می‌خواهم روزنامه‌نگار شوم.»
در آن روزگار، آشنایی با استادانی چون دکتر محمدرضا مهدی‌زاده، شاعر، نویسنده و عضو شورای سردبیری مجله اطلاعات هفتگی، و دکتر محمدباقر نجف‌زاده بارفروش، شاعر، ادیب و پژوهشگر فرهنگ عامه، مسیر آینده مرا روشن‌تر کرد. حضور در کنار چنین شخصیت‌هایی، تنها یک آشنایی ساده نبود؛ مدرسه‌ای بود که درس عشق به قلم، مسئولیت اجتماعی و تعهد فرهنگی را به من آموخت.
در خوزستان نیز چهره‌های ارزشمندی همچون اساتید حبیب‌الله بهرامی، یوسفی، دکتر حسین‌زاده، کوه‌گیوی و ده‌ها نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگار دیگر بزرگ دیگر داشته و داریم
که با کمترین امکانات اما با بیشترین عشق و انگیزه، برای اعتلای فرهنگ و رسانه تلاش می‌کردند. آنان ستون‌های استوار فرهنگ این دیار بودند، اما گذر زمان و کم‌توجهی، نام بسیاری از آنان را در غبار فراموشی پنهان کرده است.
درکنار این بزرگان، نام های پرافتخار دیگری هم می‌درخشد؛ خبرنگارانی که در سال‌های دفاع مقدس، با شجاعت، صداقت و تعهد حرفه‌ای، روایتگر حماسه‌های ملت ایران شدند و بی‌تردید یکی از برجسته‌ترین خبرنگاران جنگ در تاریخ رسانه ایران شهید غلامرضا رهبر به شمار می‌رود. پدر او نیز از فعالان رسانه‌ای بود که مدیریت روزنامه اطلاعات را بر عهده داشت و در روزهای آغازین انقلاب اسلامی در آبادان به شهادت رسید. این خانواده، بخشی از تاریخ پرافتخار رسانه ایران هستند؛ تاریخی که آن‌گونه که شایسته است، معرفی نشده است.
در کتاب «آن سوی موج‌ها»، بخشی از نقش و تلاش‌های شهید غلامرضا رهبر را روایت کرده‌ام و در کتاب «خاطرات خاک‌خورده» نیز از دوستان و پیشکسوتان رسانه دیگر نوشته‌ام؛ زیرا باور دارم اگر خاطرات ثبت نشوند، تاریخ به فراموشی سپرده خواهد شد.
اما جای تأسف آنجاست که بسیاری از این بزرگان، با وجود سال‌ها خدمت به فرهنگ، رسانه، ادبیات، سینما و هنر، حتی در زادگاه خود نیز آن‌گونه که باید مورد تکریم قرار نگرفته‌اند. نام بسیاری از آنان نه بر خیابانی نقش بسته، نه بر کوچه‌ای، نه بر کتابخانه‌ای و نه بر یک مرکز فرهنگی. این در حالی است که بزرگداشت مفاخر فرهنگی، تنها ادای احترام به گذشته نیست؛ بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده است.
بارها از من پرسیده‌اند شهید غلامرضا رهبر اهل کدام استان بوده است. برخی گمان می‌کردند او اهل استان‌های شمالی کشور است و هنگامی که می‌شنیدند او فرزند خوزستان است، با شگفتی واکنش نشان می‌دادند. این ناآگاهی، نشان می‌دهد که در معرفی مفاخر فرهنگی و رسانه‌ای خود، کوتاهی کرده‌ایم.
ما همواره با افتخار از «اولین‌ها» سخن می‌گوییم؛ از نخستین‌ها در صنعت، اقتصاد و سیاست. اما آیا نخستین‌های فرهنگ، رسانه، ادبیات، سینما و هنر را نیز به نسل امروز شناسانده‌ایم؟ اگر پاسخ منفی است، باید پذیرفت که بخشی از حافظه تاریخی خود را نادیده گرفته‌ایم.
امروز بیش از هر زمان دیگری، مسئولان فرهنگی، مدیران استانی و ملی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای آموزشی وظیفه دارند که زندگی، آثار و خدمات این بزرگان را به نسل جوان معرفی کنند. نام‌گذاری خیابان‌ها، برگزاری همایش‌های علمی، تولید مستند، چاپ کتاب، ساخت فیلم و ایجاد خانه‌های مفاخر، تنها چند نمونه از اقداماتی است که می‌تواند پلی میان گذشته و آینده باشد.
نسلی که پیشکسوتان خود را نشناسد، ناچار راه‌های پیموده‌شده را دوباره از ابتدا آغاز خواهد کرد. احترام به بزرگان فرهنگ، احترام به ریشه‌های یک ملت است؛ ریشه‌هایی که اگر خشک شوند، درخت هویت نیز دیر یا زود آسیب خواهد دید.