عصر اولین ها// خیلی ساده و عامیانه!روند زیر را مرور می کنیم.
زمستان گذشته بود که بصورت غیر منتظره برنامه خاموشی برق اعلام شد. کارشناسان از ناترازی تولید و مصرف سخنها راندهاند. آن روزها بود که واژه “ناترازی” به سرعت در اکثر موضوعات مصطلح و بر سر زبانها جاری گردید.
در حالت نرمال می بایست، همزمان با کاهش تقاضای مصرف، در فصل زمستان، نیروگاههای حرارتی ( گازی، بخار و سیکل ترکیبی ) اورهال و آماده تولید شوند.
صنعت برق بر اساس روال گذشته تعدادی از واحدهای نیروگاهی را از مدار خارج و راهی تعمیرات اساسی نمود.
تا اینجا اتفاق خاص و غیرعادی نیافتاده است!
کار آنجا بیخ پیدا کرد که سال قبلتر، برای جبران ناترازی، از نیروگاهها، بیش از حد نرمال بهرهبرداری نمودند و مجال سرویس دورهای و تعمیرات اساسی را ندادهاند، اکثر واحدها دچار استهلاک مضاعفی شدند.
این یکی از دلایلی است که زمستان سال گذشته هزینه تعمیرات را سنگین و زمان آنرا طولانی کرد.
زمستان گذشته، زمانی که بسیاری از واحدهای نیروگاههای حرارتی خارج از مدار بودهاند، تقاضا از تولید بیشتر شد، صنعت برق مجبور شد تا در زمستانی که بارندگی آن زیر نرمال بود، نیروگاههای برقآبی را زودتر از موعد خود به کمک بگیرد! درست زمانی که باید سدها آب کافی ذخیره کنند، بیش از حد در حال تخلیه بودند ( متولیان البته درحال دعا بودند برای بارش بهاره و جبران ناترازی سطح آب سدها که این دعا متاسفانه مستجاب نشد! )
بهار ۱۴۰۴ سر رسید، در ابتدای اردیبهشت ماه، گرمای بیسابقه کل کشور را فرا گرفت. خیلی از نیروگاههای حرارتی هنوز از تعمیرات برنگشتهاند. ناترازی برق روز به روز رکورد میزد، نیروگاه های برقابی کار خود را زودتر شروع کرده و الان با تمام ظرفیت قابل امکان در حال فعالیتاند. سهم عمده حقآبه کشاورزی در زمستان و اوائل بهار ( قبل از نیاز بهاره و تابستانه کشاورزان ) صرف چرخش توربین و تولید برق گردید.
ذینفعان آب سدها، علاوه بر نیروگاههای برقآبی، آب شرب شهرها و روستاها، آب کشاورزی، حقآبه تالابها، حقآبه سفرههای زیرزمینی، حقآبه رودخانهها ( برای مصارف خودپالایی ) و حقآبه دریاهاست.
سازمان آب و برق خوزستان، بعنوان متولی تولید برق نیروگاههای آبی، اکنون کشت شالتوک را در سراسر خوزستان ممنوع اعلام کرد، در واقع چون قبل از موعد، سهم آب کشاورزان و تالابها را خود، برای تولید برق مصرف نموده، اکنون با یک بخشنامه، تعهد نگهداشت آب بخشی از ذینفعان را از خود ساقط و حقوق ذاتی آنها را به سود منافع آن سازمان ( تولید برق ) مصادره نموده است.
آیا سازمان مذکور، وظیفه نداشته که نگهداشت آب را بر اساس سهمیه و سرانه هر یک از ذینفعان مدیریت و حفاظت کند؟
آیا تاوان و هزینه ناترازی تولید برق کل کشور و کمبود بارندگی فقط باید از جیب کشاورزان خوزستانی پرداخت گردد؟
آیا سازمان آب و برق خوزستان بواسطه اینکه مدیریت و بهرهبرداری از سدهای حوضه آبریز کارون، دز، کرخه، جراحی، زهره و مارون را در تملک دارد، می تواند حقوق ذینفعان آب این حوضهها و سهمیه مشروع هر یک از آنها را بنام خود مصادره نماید؟
با توجه به وجود قرارداد فروش آب به کشاورزان، در زمانی که سازمان نتواند ذخائر آب پشت سدها را به شیوه معمول و عادلانه مدیریت کند، می تواند به صورت ناگهانی، تعهد تامین پایدار آب کشاورزان را یکجانبه تعلیق نماید؟
و در پایان، مسئول جبران خسارت عدم امکان کشت کشاورزان که خارج از قصور آنها بوده است، بر عهده کیست؟





















































































