به گزارش عصر اولین ها به نقل از عقلانیت و توسعه : چند روز پیش یاداشتی با این مضمون که هیچکس مطابق کلیشههای شناخته شده متولد نشده و ناگزیر است به خاطر شغل و امرار معاش و رویدادهای زندگی نقشی بپذیرد را مطالعه نمودم. پذیرش هر نقش مقتضی رشد و پیشرفت است که گاها بی جهت و بدور از توان اشخاص تعریف می شود. در این یاداشت سعی کردم گام اول محرومیت را برای خردمندان ، دلسوزان و دغدغه مندان از زاویه نقش کلیشه ها آشکار نمایم از آنجا که در بین افراد تاثیرگذار بندرت میتوان کسی را یافت که مطابق استعدادهای ذاتی نقش خود را ایفا کند و ناگریز است در پوشش چیزی بنام جبر زندگی کلیشه ای را بپذیرد تا همیشه میان شخص و کلیشه ای که به زیستن در آن خو گرفته فاصله ای ایجاد شود و این فاصله مرکز ثقل منازعات قدرت در لرستان است علیرغم اینکه این فاصله در اکثر استانها وجود دارد اما این روند در استان محروم لرستان آنقدر دهان باز نموده که به مالکیت ( میل به افزودگی منفعت در نهاد خود) تنزل یافته است «سجلذها ماهیت نمی سازند وقتی جلدشان همه جا باز است»

نقش کلیشه ها در تشدید محرومیت

























































































