ادبیات جنگ، که با عناوینی چون شعر دفاع یا شعر مقاومت نیز شناخته میشود، یکی از پرقدرتترین و تاثیرگذارترین شاخههای ادبیات معاصر است. ریشههای این ادبیات را میتوان در سرودهای حماسی ملتهای کهن جستجو کرد.حماسههایی که از دیرباز، روحیه ایستادگی و اتحاد را در میان مردم زنده نگه داشتهاند.
در فرهنگ ایران، این میراث کهن به شاهنامه فردوسی و دیگر ادبیات حماسی کلاسیک بازمیگردد. با گذر زمان، در دوران مشروطه و پس از آن، شعر سیاسی و میهنی جایگاهی ویژه یافت و اوج شکوفایی خود را در دوران دفاع مقدس تجربه کرد. در این میان، اشعار شاعرانی چون قیصر امینپور، تجلیگر مفاهیمی چون حماسه، عشق، عرفان، وطندوستی و شهادتطلبی بود و توانست فضای فکری جامعه را عمیقاً تحت تاثیر قرار دهد.
حالا با اشعار علی مقدم، بار دیگر به این ریشههای پرافتخار بازمیگردیم.اما اینبار حماسه به شکلی استادانه با دین ترکیب میشود و با قرار دادن این دو کنار هم مدلی از هویت ایرانی–دینی میسازد که نه صرفاً مذهبی و نه صرفاً اسطورهای بلکه یک حیثیت انسان ایرانی معنوی است.
شعری که با صدای پرشور حاج مهدی رسولی در خیابانها طنینانداز میشود، نه تنها یادآور حماسههای گذشته، بلکه فریادی است برای مقاومت امروز:
«تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی تو شیر پیلافکنی، بزن که خوب میزنی خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت تو فوق هرچه آهنی، بزن که خوب می زنی»
ما ایرانیان، برای تعریف قدرت، همچنان به ریشههایمان بازمیگردیم.استفاده از واژگانی چون رستم، تهمتن و پیلافکن ، فضایی شاهنامهای و برگرفته از حماسه کهن ایران را تداعی میکند. شاعر با این انتخاب، نیروهای مسلح را در جایگاه اسطورهای پهلوانان قرار داده و پیام قدرت، مقاومت و امید را با زبانی صریح و کوبنده به مخاطب منتقل میسازد.
رستمها در پای لانچرها زنده نشدهاند تا جنگافروزی کنند، بلکه آمدهاند تا یادآور شوند که در این سرزمین، دفاع از خانه و خاک، بخشی از هویت فرهنگی و روایتهای کهن ماست. روایتی که همیشه با «خرد» آغاز و با «اقتدار» ادامه مییابد.
و امروز این اشعار، خیابانها را به صحنهای از شکوه ملی و اراده جمعی بدل میسازد. صدای موسیقی، نبض این اراده را در خود دارد و پرچمهای ایران، شعلههای فروزان این اتحاد هستند. این همان روحیهای است که «نه» گفتن به استکبار را به فریادی واحد و قدرتمند تبدیل میکند و نشان میدهد که حماسه، هرگز کهنه نمیشود، بلکه در هر عصر، با زبانی نو، خود را بازمیآفریند و چونان رودی خروشان، راه خود را به سوی پیروزی میگشاید.





















































































