تابلویی که هر روز پاک می‌شود؛ معیشتی که هر روز پاک‌تر می‌شود
تابلویی که هر روز پاک می‌شود؛ معیشتی که هر روز پاک‌تر می‌شود
تابلویی که هر روز پاک می‌شود؛ معیشتی که هر روز پاک‌تر می‌شود

عصر اولین ها//در مسیر رفت‌وآمد روزانه‌ام، قصابی کوچکی هست که تابلوی سفید جلوی مغازه‌اش برایم به دفتر خاطرات زندگی مردم شبیهِ است؛ دفتری که اعداد روی آن، حال و روز معیشت یک شهر را روایت می‌کنند. چند ماهی بود که قیمت گوشت گوسفند، گوساله و مرغ روی همان تابلو ثابت مانده بود؛ خطی واضح، مطمئن، بدون لرزش. اما این روزها، آن خط‌های مطمئن جای خود را به پاک‌کردنِ هرروزه و نوشتنِ قیمت‌های تازه داده‌اند؛ قیمت‌هایی که گاهی نه فقط عدد، که آهی پشت‌شان پنهان است.

تابلوی قصابی دیگر فقط یک تکه پلاستیک سفید نیست؛ آینه‌ای است که نوسان بازار را بی‌پرده نشان می‌دهد. جهش‌های ناگهانی، درصدهای نامشخص، و قیمت‌هایی که از ظهر تا عصر تغییر می‌کنند… همه این‌ها یک واقعیت تلخ را فریاد می‌زنند: قدرت خرید مردم، خصوصاً در ماه‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری تحلیل رفته است.

دلایل این وضعیت هرچه باشد—سایه تحریم، نوسانات ارزی، ضعف نظارت، یا نابسامانی بازار—یک حقیقت روشن است:
گوشت، محصولِ همین خاک است؛ از مزارع و دامداری‌های داخلی.
پس چگونه است که کالایی با ریشه بومی، اسیر شلاق دلار و نوسان لحظه‌ای بازار می‌شود؟ مشکل هرچه باشد، از این تابلو تا سفره مردم، فاصله‌ای کوتاه و دردی بزرگ ایجاد کرده است.

بازار رها شده، مثل رودخانه‌ای است که نه سد دارد و نه مسیر. کنترل قیمتها نباید فقط به نشست‌ها و بیانیه‌ها محدود بماند. نظارت واقعی، حضور در میدان، و سیاست‌های اقتصادی پایدار لازم است تا آرامش به بازار برگردد. مردم کاری با حرف‌های تخصصی اقتصاددانان ندارند؛ آنان سرفصل جیب‌شان را می‌بینند، نه سرفصل بودجه را.

امروز وقتی مردم برای خرید چند صد گرم گوشت مجبورند محاسبه کنند، مقایسه کنند و در نهایت منصرف شوند، یعنی معیشت به مرز هشدار رسیده است. انتظار مردم از مسئولان، چیزی فراتر از وعده و تحلیل است:
آن‌ها اقدام اجرایی می‌خواهند—نه فردا، نه پس‌فردا—همین امروز.

تابلوی قصابی هر روز پاک می‌شود؛
اما کاش می‌شد زخم سفره مردم را همین‌قدر آسان پاک کرد.
منوچهربرون