عصر اولین ها// منوچهر برون: دهه نود، روزهایی که هنوز نفس اهواز سبکتر بود و آسمانش اندکی آبیتر، ما سرگرم ساخت برنامهای تلویزیونی درباره محیطزیست بودیم. در یکی از قسمتها، معاون وقت محیطزیست خوزستان ـ که امروز از مدیران ارشد کشور است ـ با صراحت گفت:
«تا سال ۱۳۹۶ کارخانه کربن و چند واحد آلاینده دیگر از محدوده شهر خارج میشوند.»
قولی رسمی، مستند و امیدوارکننده بود. آن روزها شاید کسی نمیدانست که این وعده، سالها بعد، در میان غبار، دود و خستگی هوا گم خواهد شد.
اکنون که به میانه دهه ۱۴۰۰ رسیدهایم، هنوز همان دود، همان بو، همان آلودگی در ریههای مردم چرخ میزند. نه کارخانهای جابهجا شد، نه نفس شهر آزاد گشت.
اهواز، شهری با شانههای زخمی از بارِ صنعت، همچنان در حلقهی تنگ آلودگیهای صنعتی گرفتار است. کارخانههایی که روزی نماد پیشرفت بودند، امروز چون دیوارهای خفهکنندهای میان انسان و آسمان ایستادهاند.
اما پرسش اصلی اینجاست:
چرا وعدهی خروج صنایع آلاینده از محدوده شهر تنها در حد گفتار باقی ماند؟ آیا توسعه، به معنای قربانیکردن سلامت انسانهاست؟
توسعهای که هوای سالم، خاک پاک و ریهی کودک اهوازی را قربانی کند، نامش «توسعه» نیست.
در این میان، رنج اهواز، تنها رنج خاک نیست، رنج فراموشی است.
فراموشی اینکه انسان باید معیار هر تصمیمی باشد.
فراموشی اینکه آسمان آبی حق مردم است، نه امتیازی تشریفاتی.
و فراموشی اینکه هیچ صنعتی، اگر به قیمت بیماری و مرگ شهروندان تمام شود، سودآور نخواهد بود.
راه نجات اهواز، نه در وعدههای تکراری، بلکه در ارادهی صادقانهی مدیریتی است؛ ارادهای برای انتقال صنایع آلاینده به بیرون از بافت شهری، نوسازی زیرساختهای صنعتی، و سرمایهگذاری در انرژیهای پاک.
اهواز سزاوار تنفس است، نه تحمل.
شهر را نمیتوان با ماسک نجات داد. باید به آن هوای تازه بخشید.
اگر امروز تصمیم نگیریم، فردا آسمان دیگر جایی برای تنفس نخواهد داشت.
هوای اهواز، آیینهی وجدان ماست؛ هر چقدر آلودهتر، وجدان ما خاکستریتر.
منوچهربرون





















































































