عصر اولین ها// بیتردید، نام مهران نصرتپناه در سپهر هنر خوزستان با واژههایی چون تعهد، عشق و ماندگاری گره خورده است. او از آندست هنرمندانیست که «تئاتر» برایش تنها یک حرفه نیست، بلکه شیوهی زیستن است؛ زیستن میان صحنه، نور، اندیشه و انسان.
در روزگاری که بسیاری از هنرمندان از مسیر اصلی خویش فاصله گرفتهاند، نصرتپناه همچنان با همان شوق نخستین در میدان تئاتر حضور دارد. تحصیلکردهی رشتهی هنرهای نمایشی است و در کنار تجربهی طولانی در رسانه و فرهنگ، هنوز باور دارد که تئاتر میتواند انسان را نجات دهد؛ میتواند جامعه را بیدار کند و زخمهایش را مرهم نهد.
او از نسلی است که کار را با عشق آغاز کرد نه با منفعت. نسلی که صحنه برایش دانشگاه بود، و تمرین، عبادت. از روزهایی که در امور فرهنگی شرکت نفت و بعدها در بنیاد شهید فعالیت میکرد، تا همکاری در رسانه ملی به عنوان تهیهکننده، هیچگاه دغدغهی اصلیاش را فراموش نکرد: تئاتر مردمی، اندیشمند و زنده.
اکنون که سالها از آن دوران گذشته، نصرتپناه همچنان پرشور و پرتلاش در حال تمرین اثری تازه است؛ نمایشی که نه با بودجهای کلان و امکانات سازمانی، بلکه با هزینه شخصی و همت جمعی از جوانان عاشق صحنه در حال شکلگیری است. این عشقِ بیپاداش، خود بزرگترین نشانهی تعهد است.
اما پرسش اینجاست: چرا باید هنرمندی با این سابقه و توان، دغدغهی مالی داشته باشد؟ چرا حمایت نهادهای فرهنگی از هنرمندان اصیل و بومی تا این اندازه کمرنگ است؟ تئاتر، آیینهی فرهنگ است و بیپشتوانه ماندنش، به معنای فراموشی ریشههاست.
مهران نصرتپناه، تنها یک کارگردان نیست؛ او معلمی است که درِ اتاقش همیشه به روی اهالی هنر باز بود و هست. نسلی از هنرمندان جوان از دل آموزشها و راهنماییهای او بالیدهاند. این استمرار، یعنی ایمان به فرهنگ. یعنی باور به اینکه هنر، اگر در زمین بیتوجهی هم کاشته شود، روزی به بار مینشیند.
شایسته است مسئولان فرهنگی، بهویژه در استان خوزستان، نگاهی مسئولانهتر به چنین سرمایههای انسانی داشته باشند. حمایت از هنرمندان فقط پرداخت بودجه نیست؛ گاهی تنها یک فضای تمرین، یک تریبون، یا حتی یک همراهی معنوی میتواند آفرینش را جان تازه دهد.
تئاتر خوزستان با وجود چهرههایی چون نصرتپناه هنوز زنده است. هنرمندی که نشان داد میتوان سالها در برابر دشواریها ایستاد و همچنان امیدوار ماند.
و شاید راز ماندگاری او در همین جمله خلاصه شود:
«آنکه با عشق کار میکند، هیچگاه از صحنه بیرون نمیرود.»
منوچهربرون





















































































