زخم پنهان بر پیکر طبیعت؛ قاچاق حیات وحش در ایران
زخم پنهان بر پیکر طبیعت؛ قاچاق حیات وحش در ایران
زخم پنهان بر پیکر طبیعت؛ قاچاق حیات وحش در ایران

عصر اولین ها// منوچهر برون:ایران، سرزمینی که میان چهار فصل گسترده شده و از کوهستان‌های برفی تا جنگل‌های هیرکانی و تالاب‌های پهناور را در خود دارد، از نظر تنوع زیستی یکی از ۲۰ کشور غنی جهان است. بیش از دو هزار گونه مهره‌دار در این خاک زندگی می‌کنند و این، میراثی است که هزاران سال به آرامی شکل گرفته است. اما این میراث کهن امروز زیر تیغ تهدید قرار دارد: خشک شدن زیستگاه‌ها، تغییر اقلیم و مهم‌تر از همه، قاچاق حیات وحش.

از میان گونه‌های شناسایی‌شده، ۸۶ گونه خشک‌زی در خطر انقراض هستند و ۱۶۵ گونه نیز جزو گونه‌های حفاظت‌شده‌اند. این اعداد فقط آمار نیستند؛ هر یک داستانی است از پرنده‌ای که دیگر پرواز نخواهد کرد، پستانداری که نسلش کم‌کم از نقشه طبیعت پاک می‌شود و اکوسیستمی که تعادلش بر هم می‌خورد. قاچاق، همچون زخمی پنهان، در سکوت به جان طبیعت افتاده و در بازارهای زیرزمینی سود می‌سازد اما سرمایه ملی را می‌بلعد.

بر اساس آمار، سالانه بین شش تا دوازده هزار پستاندار و پرنده در کشور زنده‌گیری و وارد بازار خرید و فروش می‌شود؛ بخشی از این‌ها سر از خارج کشور درمی‌آورند. این عددها در واقع تپش قلب طبیعت‌اند که هر سال کندتر می‌شوند. کارشناسان ریشه‌های این فاجعه را در دو عامل اصلی می‌دانند: فقر در جوامع محلی که برای گذران زندگی به شکار و فروش روی می‌آورند و ناآگاهی از پیامدهای نابودی گونه‌ها که تعادل زیست‌بوم را به هم می‌زند.

گستردگی پهناور سرزمین ایران هم کار را سخت‌تر کرده است؛ حفاظت از زیستگاه‌های وسیع، کوه‌های بلند، بیابان‌های دورافتاده و تالاب‌های مرزی، بدون تجهیزات، نیروی انسانی کافی و آگاهی اجتماعی، چالشی بزرگ است. تنها با مأموران محیط‌زیست نمی‌توان جلوی این زنجیره قاچاق را گرفت؛ همان‌طور که فقط با قانون هم نمی‌توان.

برای نجات این میراث باید نگاه توسعه‌ای با فرهنگ‌سازی و توانمندسازی جوامع محلی همراه شود. اگر مردم محلی ارزش اقتصادی و زیست‌محیطی گونه‌ها را بدانند و در حفاظت از آنها سهم داشته باشند، خود به نگهبانان طبیعی بدل خواهند شد. آموزش در مدارس، حمایت از محیط‌بانان، ایجاد مشاغل جایگزین برای شکارچیان، و همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند مسیر قاچاق را سد کند.

حیات وحش، تنها زیبایی نیست؛ تاروپود امنیت غذایی، سلامت اکوسیستم‌ها و آینده کشور است. هر گونه‌ای که از دست می‌رود، رشته‌ای از این تار به هم می‌ریزد. اگر امروز آگاهانه دست به حفاظت نبریم، فردا در سکوت بیابان‌ها و آسمان‌های بی‌پرنده، تنها حسرت باقی خواهد ماند.

ایران می‌تواند همچنان سرزمین چهار فصل و هزار گونه باشد، اگر ما بخواهیم و اگر دست به دست هم بدهیم؛ چون طبیعتِ غنی، آینده‌ای غنی می‌سازد.
منوچهربرون