عصر اولین ها //جامعه امروز ایران، در مواجهه با چالش های متعدد، نیازمند توجه و سرمایه گذاری عمیق در دو حوزه کلیدی است که متاسفانه هر دو در سایه سیاست گذاری های فعلی، دچار کم توجهی و انفعال شده اند.
فرهنگ و هنر اصیل ایرانی و مقوله حیاتی جوانان، این کم توجهی نه یک نقیصه جزئی، بلکه یک زنگ خطر جدی برای آینده اجتماعی، هویتی و اقتصادی کشور است که مسئولین و تصمیم گیرندگان باید آن را با جدیت تمام مورد بازنگری قرار دهند.
وزارتخانه ای که قرار بود متولی اصلی فرهنگ و هنر جامعه باشد، امروز با چالش هویتی و عملکردی جدی روبرو است. همان طور که اشاره شد، با الحاق “ارشاد اسلامی” به بدنه فرهنگ و هنر، توازن وظایف به شکلی آشکار به نفع بخش ارشادی و مذهبی برهم خورده است.
فرهنگ و هنر، زیربنای هویت ملی، انسجام اجتماعی و موتور محرک خلاقیت و نوآوری است. نادیده گرفتن این حوزه به نفع تمرکز صرف بر تبلیغات دینی، به منزله نادیده گرفتن بخش عظیمی از تاریخ، تمدن و نیازهای روحی جامعه است.
بخش قابل توجهی از منابع و امکانات، به جای توسعه زیرساخت های هنری(سالن های تئاتر، نگارخانه ها، استودیوها، کتابخانه ها و فضاهای فرهنگی متناسب با نیاز روز جامعه) صرف نهادها و مراکز دینی شده است. این روند، هنرمندان و فرهیختگان را از داشتن حداقل امکانات برای تولید آثار فاخر و متناسب با فرهنگ ایرانی محروم ساخته است.
غلبه رویکرد ارشاد بر فرهنگ و هنر، منجر به محدودیت های سلیقه ای، کاهش آزادی عمل هنرمندان و در نهایت، مهاجرت نخبگان و کاهش کیفیت تولیدات فرهنگی شده است. فرهنگ و هنر اصیل، به جای تولید محتوا در بستر نهادهای رسمی، به ناچار به سمت زیرزمین ها و فضاهای غیر رسمی سوق داده شده است.
فرهنگ ایرانی، با قدمتی چند هزار ساله، توانایی غنی سازی فرهنگ جهانی را دارد. عدم حمایت از هنر اصیل ایرانی ( مانند موسیقی، تئاتر، معماری، هنرهای تجسمی) به معنای تضعیف این هویت در برابر هجمه فرهنگی بیگانه است که خلاء آن در جامعه، به ویژه در میان نسل جوان، با محتواهای بی ریشه و کم عمق پر می شود.
فرهنگ و هنر صرفا تزئین نیست؛ پایه تمدن و اقتصاد است. نادیده گرفتن آن به منزله از دست دادن فرصت های بزرگ اقتصادی(صنایع خلاق و فرهنگی) و ایجاد جامعه ای با گسست هویتی و بحران معناست.
از سوی دیگر، وزارت ورزش و جوانان نیز در عمل نتوانسته است به وظیفه دوم و حیاتی خود یعنی “امور جوانان” به شایستگی بپردازد. وزارتخانه، تمام قد درگیر مسائل ورزش قهرمانی و همگانی شده و مقوله پیچیده و چند وجهی و زیربنایی جوانان به حاشیه رفته است.
جوانان، بیش از نیمی از سرمایه اجتماعی کشور و آینده سازان ایران هستند. امروز این نسل با مشکلات جورواجور و سردرگمی روبروست که متولی اصلی آن، فرصت یا اراده کافی برای پرداختن به آن را ندارد.
در ادارات استانی و شهرستانی، مقوله جوانان ( شامل اشتغال، ازدواج، مسکن، اوقات فراغت، مشارکت اجتماعی و تشکل ها) تحت الشعاع دغدغه های ورزشی و زیر ساخت های آن قرار گرفته است.
متاسفانه نهادهای متولی، یک برنامه جامع، منسجم و عملیاتی برای حل این معضلات ندارند و جوانان احساس می کنند صدایشان شنیده نمی شود.
امور جوانان نیازمند یک ستاد ملی با اختیار کافی برای همگرایی فعالیت های همه دستگاه ها است.
فرهنگ و هنر و جوانان، دو بال اصلی پرواز توسعه پایدار، حفظ هویت ملی و بالندگی اجتماعی هر کشوری هستند.
ضرورت دارد با بازتعریف دقیق وظایف و اختیارات در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، توازن به نفع توسعه واقعی فرهنگ و هنر ملی و تسهیلگری فعالیت هنرمندان بازگردد. زیرا جامعه نیازمند هنری است که بتواند واقعیت ها را منعکس و نقد کند و روحیه پرسشگری و نوآوری را در جوانان تقویت نماید.
همچنین احیای یک سازمان مستقل یا معاونت قدرتمند و متمرکز برای امور جوانان با اختیارات فرابخشی برای مدیریت و هماهنگی تمام دستگاه های درگیر در مسائل جوانان یک ضرورت فوری است.
در پایان باید این موضوع را جدی گرفت که؛ نادیده گرفتن این دو حوزه، نه تنها یک اشتباه اداری، بلکه یک خطای راهبردی است که در دراز مدت، عوارض جبران ناپذیری بر روح و بدنه جامعه تحمیل خواهد کرد. صدای مظلومیت فرهنگ و هنر و سردرگمی جوانان، هشداری است که پیش از آنکه دیر شود، باید شنیده و پاسخ داده شود.
زاهد مهمدی کرتلایی
فعال اجتماعی و نماینده سازمان های مردم نهاد خوزستان





















































































