هشام خنافره -در ورودی شادگان، از سمت اهواز و دارخوین، در میان درختان و پشت حصار یک پارک، آرامگاه شاعری قرار دارد که نام او با بخش مهمی از میراث ادبی این منطقه پیوند خورده است؛ ملا فاضل سکرانی. با این حال، برای مسافری که از این مسیر وارد شهر میشود، نشانهای روشن وجود ندارد که او را متوجه حضور آرامگاه یکی از چهرههای برجسته ادبی شادگان کند.
این مسئله را نمیتوان تنها یک نقص در تابلوگذاری شهری دانست. نحوه معرفی مفاخر، بخشی از سیاست فرهنگی هر شهر و نشانهای از میزان توجه آن جامعه به حافظه ادبی خویش است.
ملا فاضل سکرانی بیش از همه به عنوان شاعر ابوذیه شناخته میشود، اما کارنامه شعری او به این قالب محدود نیست. قصیده و دیگر گونههای شعری نیز در آثار او حضور دارند و دیوان شعر او، بخشی از میراث مکتوب و ادبی این دیار به شمار میرود. از این منظر، معرفی ملا فاضل تنها معرفی یک شاعر نیست؛ معرفی بخشی از سنت شعری و فرهنگی شادگان است.
با این حال، میان جایگاه ادبی این شاعر و میزان حضور نام او در فضای عمومی شهر، فاصلهای قابل تأمل وجود دارد.
پس از درگذشت ملا فاضل در سال ۱۳۹۲، فرهنگسرای اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شادگان به نام او نامگذاری شد؛ اقدامی که میتوانست نقطهای برای تداوم فعالیتهای فرهنگی با محوریت نام و آثار او باشد. اما نبود تابلوی مناسب بر این فرهنگسرا، حتی همین نامگذاری را نیز برای شهروندان و مراجعهکنندگان کمرنگ کرده است.
از سوی دیگر، شهرهایی مانند ملاثانی در نامگذاری خیابان به نام ملا فاضل، از زادگاه او پیشقدم شدهاند؛ نکتهای قابل تأمل که ضرورت توجه بیشتر شادگان به نام و میراث این شاعر را یادآور میشود. انتظار میرود زادگاه ملا فاضل، بیش از هر شهر دیگری در معرفی و پاسداشت نام او پیشگام باشد و جایگاه این شاعر را در فضای عمومی و فرهنگی شهر برجسته کند.
در این میان، یک پرسش اساسی مطرح است: آیا نامگذاری به تنهایی برای حفظ میراث یک شاعر کافی است؟
پاسخ را باید در ایجاد ارتباط میان «نام»، «اثر» و «نسل جدید» جستوجو کرد. اگر قرار است ملا فاضل سکرانی بخشی از حافظه فرهنگی شادگان باقی بماند، باید آثارش دوباره خوانده و معرفی شود، درباره جایگاه ادبی او پژوهش صورت گیرد و نسل جوان با دیوان و گونههای شعری او آشنا شود.
یکی از پیشنهادهای عملی در این زمینه، برگزاری سالانه «جایزه ادبی ملا فاضل سکرانی» همزمان با سالگرد درگذشت اوست؛ رویدادی که میتواند به ابوذیه، قصیده، شعر عربی و دیگر گونههای شعر اختصاص یابد و در کنار بزرگداشت این شاعر، فرصتی برای معرفی و حمایت از شاعران جوان نیز فراهم کند.
در کنار این رویداد، ساماندهی آرامگاه، نصب تابلوی معرفی، درج شرح کوتاهی از زندگی و آثار شاعر و ایجاد نشانهای مشخص در ورودی شهر، میتواند آرامگاه او را از یک مکان ناشناخته به یک نشانه فرهنگی شهری تبدیل کند.
شادگان برای معرفی خود به مسافران، تنها به تابلوهای نام شهر و مسیرها نیاز ندارد؛ گاهی یک شاعر میتواند بهترین روایتگر هویت یک شهر باشد.
ملا فاضل سکرانی، نامی بلند در شعر این دیار است؛ اما امروز میان بلندی این نام و نشانی که از او در شهر دیده میشود، فاصلهای وجود دارد.
میراث فرهنگی زمانی زنده میماند که از حافظه به فضای عمومی، از کتاب به نسل تازه و از نام به یک جریان فرهنگی تبدیل شود.
شاید وقت آن رسیده باشد که شادگان، نام ملا فاضل سکرانی را نه فقط در دفتر نامگذاریها، بلکه در زندگی فرهنگی شهر دوباره جاری کند.






















































































