عصر اولین ها// ایمان کاهکش:هفده مرداد که می رسد روز خبرنگار بار دیگر بر پیشانی تقویم و یادآورها نقش می بندد. مناسبتی که مثل خیلی روزهای دیگر در سایه ی خیلی نکته ها کم کم رنگ می بازد و به اصطلاح شأنیت خودش را به مرور از دست داده است. کدام خبرنگار ؟ کدام روزنامه نگار؟ کدام نقش را معنا دهیم در قامت فردی که همچنان سمت مردم ایستاده دور از هیاهوی نمایش ها.
روزنامهنگاری شاید از نخستین نشریات قرن هفدهم در اروپا گرفته تا کاغذ اخبارِ دوره قاجار در ایران، بخشی از خود را در کشاکش با قدرت دیده، گاهی علیه آن، گاهی در سایهاش و گاهی هم متأسفانه در خدمت آن. در ایران هم مطبوعات در دوران مشروطه نقشی کلیدی در آگاهیبخشی داشتند و در ادامه هم این رسالت ادامه یافت. اما پرسش این جاست که امروز میتوان نشانی از آن روزنامهنگار جسور، بیادعا و مردمی یافت که سوگندش را نه برای صاحبان قدرت بلکه برای مردم خورده است؟
روزنامهنگاری که قرار بود تکیهگاه مردم باشد، صدایی برای دردهای اجتماعی و آینهای رو به واقعیت. اما در عصر رسانههای رسمیِ وابسته، فضای مجازیِ پر از هیاهو، و سوگیریهای سیاسی، این نقش کجا ایستاده است؟ آیا خبرنگار امروز، تنها انتقالدهندهی خبرهای از پیش تنظیمشده است یا کنشگری آگاه که روایتهای سانسورشده را بیرون میکشد؟
روز خبرنگار فرصتی است نه برای تبریک و تشریفات بلکه برای بازگشت به ریشهها؛ برای بازاندیشی در آنچه سالها نوشتهایم گفتهایم و بروز دادهایم.
هفده مرداد، زمان آن است که نگاهی دوباره بیندازیم به مسیر طیشدهمان: آیا آنچه منتشر کردهایم بازتاب واقعیتها بوده یا مصلحتها؟ آیا قلممان تکیهگاه حقیقت بوده یا ابزار بقای ما در چارچوب نقشی با برچسب خبرنگار؟
اگر هنوز خبرنگاری هست که در کنار مردم ایستاده، باید پیش از هر کس، به او درود گفت؛ نه در هیاهوی این یک روز بلکه در سکوت صادقانهی هر روز.
و اگر چنین نیستیم، شاید بهتر باشد پیش از همه، به خودمان بنگریم و بازاندیشی دوباره ای داشته باشیم به این که کجا آمده ایم و چه کرده ایم؟
هفده مرداد می تواند دوباره ای باشد از «یک سوزن به خودمان …»،
سوای آن ۳۶۴ روزی که تلنگرها، مسئولین و دیگران را نشانه می رود …





















































































