هنرِ کانونِ توجه قرار دادن
هنرِ کانونِ توجه قرار دادن
هنوز دیر نشده و هنرمندِ امروز در قامتِ یک روزنامه نگار می نویسد از آن هایی که وجود دارند اما نامشان تنها در شناسنامه شان آمده. می نویسد نه؛ باید بنویسد ... یک روزنامه نگار باید بنویسد...

عصر اولین ها// به هفدهم مرداد هرسال که نزدیک می شویم زوایای پیدا و پنهان روزنامه نگاری بیشتر مورد توجه قرار گیرد. آن هم وسط انبوهی از اخبار رنگارنگ و متنوعی که در طول سال به کرات مشاهده می کنیم. خبرهایی بیشتر از یک جنس که شاید فرد را فرسنگ ها از رسالت مطبوعاتی اش دورتر کرده است.

با این حال هفدهم مردادماه می تواند تلنگری باشد برای بازگشت به اصل وجودی روزنامه نگاری و سلامی دوباره به خویشتنِ درآمیخته با رسالتِ واژه ها. این که متوجه باشیم که نوشتن حرمت دارد و برای دمِ دستی ترین گفته ها و ناگفته های اطراف نمی شود ارزش خبری ایجاد کرد.

اصلاً با خودمان گفته ایم که میان این همه نقل قول از مسئولین، چه توفیری دارد برای آن مخاطب که جمله ی جدیدی به گفته های گذشته اضافه شود؟ وقتی تیترهای گذشته فقط تیتر مانده اند و فقط برای پیشانی روزنامه کافی اند !؟ پس چه بهتر صدای آن گمنامی باشیم که شاید نام شهر، روستا یا حتی کوچه اش را علاوه بر این که نشنیده ایم در موتورهای جستجوگر هم نتوان به راحتی دست یافت…

چه گناهی مرتکب شده آن که در نقاط دوردست و کوچک نه رسانه ای دارد و نه بازتابی از رنج و خواسته اش را تاکنون دیده یا شنیده ایم؟ فقط تنها به جرم این که مسئولین نیست، کارت دعوت برای رسانه ای نفرستاده یا احتمالا منابع مالی برای کانون توجه قرار گرفتن در اختیار ندارد!؟ اما این ظرفیت را دارد تا تاریخ را تحت الشعاع قرار دهد و سرنخ توسعه باشد …

آری؛ نکته ی پنهان ماجرا این است که روزنامه نگاران هم در فهرست هنرمندان قرار می گیرند غافل از این که خود به هنرمندیِ کمتر بروز داده می پردازند. وقتی از توسعه پایدار می نویسند اما برای شنیده شدن صدای نقاط مختلف و معرفی طرفیت های آن کمتر تلاشی صورت داده اند… و همچنان فرهنگ، ارزش ها و نقاط بکر آن ها نانوشته مانده است…

هنوز اما دیر نشده و  هفدهم مرداد امسال می تواند تولدی دوباره باشد برای پرداختن به مسائل و فرصت های مناطق مختلف، مطرح کردن نیازها و موضوعات کمتر دیده شده ای که شاید گره از کاری باز کند. چه پاداشی بالاتر از این دل خوشی که نتیجه ی نوشتن از گمنامی ها، کانونِ توجه قرار دادنِ آن باشد که در ۳۶۵ روزی که گذشت از خاطر ذهن ما عبور نکرده…

هنوز دیر نشده و هنرمندِ امروز در قامتِ یک روزنامه نگار می نویسد از آن هایی که وجود دارند اما نامشان تنها در شناسنامه شان آمده. می نویسد نه؛ باید بنویسد …

یک روزنامه نگار باید بنویسد…