عصر اولین ها// منوچهر برون:در حافظه علمی ایران، نامهایی وجود دارند که با تخصص، نوآوری و خدمت ماندگار گره خوردهاند؛ اما در میان همین نامهای آشنا، گاهی وجوهی از شخصیت افراد پنهان میماند که شناخت آنها میتواند تصویری کاملتر و انسانیتر از بزرگیشان به دست دهد. پروفسور عبدالجلیل کلانتر هرمزی، پزشک نامآشنای خوزستانی و از چهرههای برجسته جراحی پلاستیک ایران، از همین دسته است؛ پزشکی که در کنار مهارت علمی و حرفهای، دل در گرو ادبیات دارد و سالهاست در قلمرو شعر، غزل و پژوهش ادبی قدم میزند.
کلانتر هرمزی، متولد سال ۱۳۳۷ و از فرزندان رامهرمز، نمونهای از پیوند دو جهان بهظاهر متفاوت است: جهان دقیق و حساس پزشکی و جهان خیالانگیز و ظریف ادبیات. در پزشکی، جراح با دانش، دقت و شناخت ساختار جسم انسان سروکار دارد؛ در ادبیات، شاعر با ظرافتهای روح، عاطفه، اندیشه و زبان. شاید همین همنشینی باشد که به شخصیت او ابعادی فراتر از یک پزشک متخصص بخشیده است؛ انسانی که در کنار شناخت جسم، به جهان درونی آدمی و زیباییهای نهفته در زبان نیز توجه دارد.
با این همه، وجه ادبی این چهره علمی چنانکه شایسته است شناخته نشده است. بسیاری او را با جایگاه پزشکی و عنوان پدر جراحی پلاستیک ایران میشناسند، اما کمتر درباره علاقه عمیقش به شعر فارسی، حافظشناسی و شاهنامهپژوهی سخن گفتهاند. حال آنکه آشنایی با این سوی شخصیت او نشان میدهد که دانش و ذوق، الزاماً در مرزهای یک تخصص محصور نمیمانند و گاه در وجود یک انسان، شاخههای گوناگون معرفت به یکدیگر میرسند.
ادبیات برای کلانتر هرمزی صرفاً سرگرمی یا حاشیهای بر زندگی حرفهای نیست؛ عرصهای برای اندیشیدن، تأمل و بیان احساسات انسانی است. سالها شعر گفتن و قلم زدن در حوزه ادبیات، از رابطهای دیرپا میان او و زبان فارسی حکایت دارد؛ رابطهای که در آن، واژهها نه ابزار بیان روزمره، بلکه وسیلهای برای کشف معنا و بازآفرینی تجربههای انسانیاند. علاقه او به حافظ و شاهنامه نیز از پیوندش با دو سرچشمه بزرگ فرهنگ ایرانی حکایت میکند: یکی جهان پررمز و راز عرفان، عشق و اندیشه در غزل حافظ و دیگری گستره حماسه، خرد، هویت و حافظه تاریخی در شاهنامه فردوسی.
در میان آثار ادبی او، کتاب «جام غزل» جایگاهی ویژه دارد؛ مجموعهای از غزلیات که در آن، شاعر با زبانی نسبتاً ساده و قابلفهم، از ظرفیت تشبیهها، استعارهها و تصویرهای شاعرانه بهره میگیرد. سادگی زبان در شعر، اگر با ظرافت خیال و دقت در انتخاب واژه همراه باشد، نه نشانه کممایگی، بلکه راهی برای نزدیک کردن شعر به مخاطب است. غزل زمانی در ذهن میماند که بتواند میان تجربه شخصی شاعر و احساس مشترک انسانها پلی برقرار کند؛ ویژگیای که بررسی دقیق غزلیات کلانتر هرمزی میتواند ابعاد آن را روشنتر سازد.
کتاب «آوای ترنج» نیز با گردآوری شعرهایی در قالبهای گوناگون، از تنوع تجربههای شعری او حکایت دارد. حرکت در قالبهای مختلف، فرصتی برای آزمودن ظرفیتهای زبان و یافتن شیوههای متفاوت بیان است. شاعر در این مسیر، تنها به یک فرم ادبی بسنده نمیکند، بلکه میکوشد احساس و اندیشه خود را در شکلهایی متناسب با مضمون و حالوهوای شعر عرضه کند.
«کوک لیلی» دیگر اثر اوست؛ مجموعهای که در کنار دیگر نوشتههایش، بخشی از کارنامه ادبی این پزشک و شاعر را شکل میدهد. همین عنوان، با تداعیهای آشنای عاشقانه در فرهنگ و ادبیات فارسی، مخاطب را به قلمرو دلدادگی و روایتهای دیرپای عشق نزدیک میکند. البته ارزشگذاری دقیق درباره ویژگیهای زبانی، ساختار شعری و جایگاه این آثار، نیازمند خوانش مستقیم و بررسی نقادانه متن آنهاست؛ اما نفس استمرار در سرودن و انتشار مجموعههای شعری، نشاندهنده حضوری جدی و پیوسته در قلمرو ادبیات است.
اهمیت پرداختن به وجه ادبی پروفسور کلانتر هرمزی تنها در معرفی چند کتاب خلاصه نمیشود. این موضوع، یادآور ضرورت بازشناسی چهرههای چندبعدی در جامعه ماست؛ انسانهایی که بهواسطه شهرت حرفهای، گاه در یک عنوان خلاصه میشوند و بخش مهمی از علایق، مطالعات و دستاوردهای فرهنگیشان در سایه قرار میگیرد. شناخت این وجوه، نهتنها به کاملتر شدن تصویر ما از شخصیت آنان کمک میکند، بلکه میتواند برای نسل جوان نیز الهامبخش باشد؛ نسلی که گاه تصور میکند تخصص علمی و فعالیت هنری دو مسیر جدا از یکدیگرند.
خوزستان، سرزمین همنشینی فرهنگها، زبانها و سنتهای ادبی، چهرههای فراوانی در عرصههای علمی و فرهنگی پرورش داده است. رامهرمز نیز در این جغرافیای فرهنگی، سهم خود را در معرفی انسانهای اثرگذار دارد.
معرفی کلانتر هرمزی از زاویه ادبی، فرصتی است تا افزون بر افتخار به دستاوردهای پزشکی او، به علاقهمندیهای فرهنگی و تلاشهای ادبیاش نیز توجه کنیم؛ چراکه سرمایه یک سرزمین تنها در چهرههای مشهور آن خلاصه نمیشود، بلکه در گستره اندیشه، هنر و دانشی شکل میگیرد که این چهرهها به یادگار میگذارند.
پروفسور عبدالجلیل کلانتر هرمزی را میتوان از دریچه دو جهان به تماشا نشست: پزشکی که با دانش و مهارت خود شناخته شده و شاعری که در خلوت واژهها، به جستوجوی زیبایی و معنا پرداخته است. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار معرفی دستاوردهای علمی او، نشستهای ادبی، نقد و بررسی آثار و گفتوگوهایی درباره شعر و پژوهشهایش نیز برگزار شود تا این سوی کمتر شناختهشده شخصیت او بیشتر دیده شود.
زیرا گاهی انسانها تنها با آنچه در عرصه عمومی انجام میدهند شناخته نمیشوند؛ بخشی از حقیقت وجودشان در سکوت مطالعه، در خلوت نوشتن و در رابطهای ماندگار با واژهها آشکار میشود. کلانتر هرمزی، در کنار جایگاه پزشکی خود، شایسته آن است که بهعنوان چهرهای علاقهمند به شعر و فرهنگ ایرانی نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چهرهای که مسیرش از دانش پزشکی میگذرد، اما در جهان ادبیات نیز برای خود خانهای ساخته است.
























































































