شکار پرندگان؛ جنایتی علیه طبیعت و آینده نسل‌ها
شکار پرندگان؛ جنایتی علیه طبیعت و آینده نسل‌ها
شکار پرندگان؛ جنایتی علیه طبیعت و آینده نسل‌ها

عصر اولین ها//منوچهربرون:در گفت‌وگو با چند تن از دوستان فعال محیط زیست، بحث به شکار پرندگان و روش‌های نگران‌کننده‌ای رسید که برخی شکارچیان غیرمجاز برای به دام انداختن این موجودات به کار می‌گیرند. همان‌جا به نکته‌ای اشاره کردم که به باور من، باید نقطه آغاز هر برنامه‌ای برای حفاظت از حیات‌وحش باشد: اگر فرهنگ حفاظت از طبیعت را از مدارس و از سال‌های نخست زندگی آموزش ندهیم، بسیاری از تلاش‌های ما نتیجه‌ای پایدار نخواهد داشت.
دوستان محیط زیستی از روش‌هایی سخن گفتند که شنیدنشان تلخ است؛ از استفاده از قرص‌های سمی برای شکار پرندگان تا پهن کردن تورهای بزرگ و زنده‌گیری دسته‌جمعی آن‌ها. پرندگانی که گاه به بازارهای غیرمجاز خریدوفروش راه پیدا می‌کنند، بی‌آنکه کسی به نقش حیاتی آن‌ها در طبیعت و پیامدهای نابودی‌شان بیندیشد.
اما هر پرنده‌ای که در دام می‌افتد، فقط یک موجود زنده نیست که از آسمان گرفته شده باشد؛ شاید مادری باشد که جوجه‌هایش در آشیانه، چشم‌انتظار بازگشت او هستند. شاید پرنده‌ای باشد که هر روز با خوردن حشرات و آفات، به حفظ تعادل طبیعت و سلامت مزارع کمک می‌کند. با حذف هر حلقه از زنجیره حیات، تعادلی برهم می‌خورد که بازگرداندنش گاه دشوار و پرهزینه است.
پرندگان بخشی از زیبایی آسمان و صدای زندگی در دشت‌ها، تالاب‌ها، باغ‌ها و روستاهای ما هستند. آن‌ها برای طبیعت مرز نمی‌شناسند و در چرخه حیات نقشی دارند که با هیچ قیمت و معامله‌ای قابل جایگزینی نیست. استفاده از سم و روش‌های بی‌ضابطه شکار نیز افزون بر تهدید پرندگان، می‌تواند دیگر جانوران و حتی محیط زندگی انسان را در معرض خطر قرار دهد.
بااین‌حال، مقابله با این معضل تنها با برخورد قانونی و جمع‌آوری تورها پایان نمی‌یابد. قانون و نظارت ضروری‌اند، اما برای رسیدن به نتیجه‌ای ماندگار باید از مدرسه آغاز کرد؛ از کتاب‌های درسی، برنامه‌های فرهنگی، اردوهای طبیعت‌گردی و آموزش عملی به کودکان و نوجوانان. نسلی که از کودکی بداند هر پرنده بخشی از یک نظام زنده است، در بزرگسالی کمتر به نابودی آن تن می‌دهد.
در کنار آموزش، نقش مردم نیز تعیین‌کننده است. وقتی شهروندی پرنده شکارشده می‌خرد، ناخواسته به چرخه‌ای اقتصادی کمک می‌کند که ادامه شکار غیرمجاز را سودآور نگه می‌دارد. نخریدن پرندگان شکارشده، خود نوعی حفاظت از محیط زیست است. اگر تقاضا کاهش یابد، انگیزه اقتصادی برای شکار و فروش نیز کمتر خواهد شد.
اما در این میان، نباید از واقعیتی مهم غافل شد: گاهی پشت این رفتار نادرست، مشکلات معیشتی و نبود شغل پایدار قرار دارد. این مسئله، شکار غیرمجاز و استفاده از روش‌های سمی و مخرب را توجیه نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد که برخورد مؤثر باید در کنار قانون، راه‌حل‌های اجتماعی و اقتصادی نیز داشته باشد. نمی‌توان از روستاییان خواست حافظ طبیعت باشند، اما نسبت به نیازهای معیشتی و فرصت‌های شغلی آنان بی‌تفاوت ماند.
روستاها می‌توانند نخستین سنگر حفاظت از حیات‌وحش باشند؛ به شرط آنکه آموزش ببینند، در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته باشند و منافع حفاظت از طبیعت را در زندگی خود احساس کنند. حمایت از مشاغل سازگار با محیط زیست، توسعه گردشگری مسئولانه، آموزش جوامع محلی و همکاری با تشکل‌های مردمی می‌تواند زمینه‌ای فراهم کند تا مردم به جای آسیب زدن به طبیعت، خود مدافع آن باشند.
باید بپذیریم که زمین و محیط زیست دشمن ما نیستند؛ آن‌ها خانه مشترک ما و نسل‌های آینده‌اند. پرندگان نیز بخشی از این خانه‌اند؛ موجوداتی که نه زبان دفاع از خود دارند و نه می‌توانند از جوجه‌های چشم‌انتظارشان سخن بگویند. این وظیفه ماست که صدای بی‌صدای آن‌ها باشیم.
شاید روزی برسد که کودکان امروز، به جای دیدن پرندگان در تورهای شکار و بساط خریدوفروش، آن‌ها را در آسمان آزاد، بر شاخه‌های درختان و در حاشیه تالاب‌ها ببینند. رسیدن به آن روز، از یک تصمیم ساده آغاز می‌شود: آموزش از کودکی، حمایت از جوامع محلی، اجرای قانون و نپذیرفتن خریدوفروش پرندگان شکارشده.
طبیعت برای ادامه زندگی به ما نیاز ندارد؛ این ما هستیم که برای ادامه زندگی به طبیعت نیازمندیم.